|
خـــــــودشناسی
|
||
|
......بیایید خود را بیشتر بشناسیم..... |
مارا زقفس نیست دمی میل رهایی
گوییم چه سخن اینهمه ازوصل وجدایی؟
دروصلت خاری شده ایم بسکه زگل دور
ازخاطرمان رفته دگر شوق رهایی
بت را چه کنی اینهمه خود سجده , خدایا؛
روشن به تو خود نیست که تو شبه خدایی ؟
راهی تو ، ولی برسرصدراهه شدی گـُـــم
خودرا بنگر ، تا که ببینی تو کجایی
بیرون زتو گرنقش خــدا هست فریب است
درتوست نشان ها ، که توانی بنمایی
آوازخوش از قاعده بیرون کندت سر
می بند توهرگوش و ، مجو خود شنوایی
گشتی تو ، کــروکــور به آوای درونت
هرلحظه رسد ازگل وازشاخه نــدایی
درتوست همه گمشده ات ، گُم شدی ازخویش
دردی وتو درمان ، زچه دنبال دوایی ؟
گروصل خدا می طلبی ، خانه تهی کن
هرره که روی برسرانـــدوه وبـــلایی
گفتم به خدا می رسی ، ازخویش مکن دل
تو قبله و، تو کعبه و ، تو قبله نمایی
|
|