خـــــــودشناسی
 
 
      ......بیایید خود را بیشتر بشناسیم.....
 

  دانلود تصاویر پس زمینه HD از منظره های زیبا (30 عکس)

 

ما ،

با گذرمصمم  از پل طولانی نامانوس خواب ،

به رود خانه ی صددرصد اعتماد به  یقین بیداری رسید یم

باگذر از راهی آسان آسان ،

 ونیز ، راهی توان سوز وستبرودشوار

راهی ( که هیچ راه نیست ) جز دل کندن از خویش

با فاصله ی همیشه نزدیک لب به دهان

 

ازکویر لم یزرع نگرانی وبیم ،

عبور کردیم 

به بوستان همیشه سرسبز آرامش رسیدم

 

از گوشه ای دنج ،

 بی بیم ودلهره ،

وبی اضطراب و، بی استرس و دغدغه

با اعتماد به یقین  بیداری کامل 

......... فریاد می زنیم .

آهای ، خواب آلودگان زمین

خواب هرکس به خودش مربوط است .

وزبان تیز کسی ،

 هرگز نقاره ی بیداری گوش خواب آلود دیگری نمی شود .

اگرچه ، هنوز اغلب زمینیان ،

 با سکونت همیشه ،

روی این  پل ظلمانی  ترک خورده ی کسالت بار قدیمی ،

میل رسیدن به رود خانه را ندارند .

لاجرم ، مثل نیاز تشنه به آب

 ،باید از رودتیره

درگذشت

، و زنجیره ی کدرحرف وواژه را درهم شکست 

 

تا به دریای مطلق نور و معنا رسید.

 

آری .....بی گذر از در ،

هرگز نمی توان به خانه قدم گذاشت .

نیاز به جدل وسفسطه نیست

جدا ل هاهمه ، از خواب انجماد پل نشینان است

واز جهل بی درجه ی رهگذران

هرکس باید ، 

از تاریکی بی موافق ، خودش را نجات بدهد

جهان ، دست خوش ظلمتی دیرسال شده

 با بیداری یک نفر،

هرگزسپیده دم تمام دنیا طلوع نمی کند .

راهی به دهی نیست ، هرگز ، وهرگز

این همه راه  و بی راهه را .

لاکن ندیده اند هنوز ، با چشم خویشتن

هزاران خیل کاروان ، درهمه اعصار ،

یک به یک ، با بینش یقین .....پیش وپس

بی شک ، بی شبهه ، بی انتظار.

در بن بست تیره ی تمام قرنها

رودخانه را که دریای بی تلاطم یقین است 

برروی پل مسکن گزیده اند 

یعنی همه ی کاروانیان 

 |+| نوشته شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت ۸ ب.ظ  توسط اصغر ناظمی معزآبادی  | 
دانلود تصاویر پس زمینه HD از منظره های زیبا (30 عکس)

 

 

ذهن چیست ؟؟؟؟؟؟

هیچ نیست!!!!!!!!!!

 جدّی مگبر تو آن ....

 

تنها یکی ، لکه ی سیاه 

درنیم کُره ی فرسوده ی مغز ما 

با پیش وپسِ فریبِ هزار خاطره درآن

واین ،

نه تمام ماجراست.....

 

مارا به دام خود می فکند ، همین لکه ی سیاه

 

 

هررشته خاطره ،

خود دام سخت ماست ......

 

باید که چشمِ باز ،

بنگرد این کل حُقه را .......

 

آنگه  جهان ،

بهشت برین پیش چشم توست ...........

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت ۱۰ ب.ظ  توسط اصغر ناظمی معزآبادی  | 

 

 دانلود تصاویر پس زمینه HD از منظره های زیبا (30 عکس)

 

  

ناشنیده ،

بنگرید و ببینید

شفاف وپوست کنده وصریح

جهالت ،

 پوسته ی مقدم غفلت جهان است

جهالت ، جهالت ، جهالت .....

نیمه ی ناآشکاره ی دنیا

 

 

( قدری بیشتر وعمیق تر روی این واژه ، کلیک کنید )

 

شاید معنای دگرگون کننده ای ، 

 

هرلحظه ،

درفایل خاطره تان  ثبت شود

که همین گاه گهی ، 

رازورمز -رهایی - ست .

آنگاه ،

نورازپیشانی عریان حضورتان می تابد

 

پرنده های سرگردان ،

دراسارت سطح ، ولایه وروبناها یند

شاید این هم زندگی ست ،

 ولی نه اندکی ،

بلکه بیش با تردید

 

 

اما لذت محض گردو درمغزآن است

نه گاززدن به پوسته ی تلخ وگس آن

واین چه تشبیه وشبه قابلی ست ،

پوست گردو بازندگی های پوستی پوستی

 

 باشتاب وگریز ،

 و باپیکاروستیزی بی هوده ، بی دلیل

با جدیت ،

سرسپرده ی افسانه وخیال ،

 باتیغ انتقام  ،

بیهوده لیک آن ....

ازکی .......

چرا ، چنین ؟!.....

 

وقتی درغفلتیم

هرچیزی دررابطه ی مشکوک ، 

بهانه ی جدال می شود

بی هوده خودرا قربانی جدل مکنید

 

هرچند نمی دانیم ؛

توهم آفریده ی هزارو یک ماجراست

امروز ودیروز نیست این غفلت عظیم

 ( دورافتاده ازخود است .

آدم ، از غفلت حوا

هزاران سال

شاید ، باچرخشی خطا  .......)

 

سیب و گندم ،

 قصه ی هلاکت اوست

باشیطان بهتان خورده ،

 آن کلاه بوقی منگوله دار حکایت شاملو

 

نه شیطان زاییده ی توهم است ،  

ونه حوا

ما ازهجوم غفلت ،

 به بسترشیطان و حوای توهم افتاده ایم.

 

باید ببینیم ،

شیطان چیست

وحوا کیست .....

خودرا ازاین دامنه ی ننگ برهانیم

 نه آنچه دلمان خواست ،

تعبیر آن کنیم.

 

افسانه ساخته ایم ما هریکی ازآن

مارا به دام خود برده فرو .

بلکه  قرن ها

افسانه گشته زندگی بکر آدمی ،

 درشرق وغرب ، درهرکجا 

 

 

هرگز نمانده ایم ،

باخویشتن ، ولی

یک لحظه ،

یک دم ،

تا بنگریم 

مارا گریزاز خویش ، 

کرده درخویش مبتلا

باید رها کنیم ،

خودرا ازاین ننگ قصه ما

 

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت ۱۰ ب.ظ  توسط اصغر ناظمی معزآبادی  | 
  بالا