خـــــــودشناسی
 
 
      ......بیایید خود را بیشتر بشناسیم.....
 

 دانلود تصاویر پس زمینه HD از منظره های زیبا (30 عکس)

)  

من ، تو، او ،

 ما همه

دراین مجادله ی بی سرو ، انجام هرکه  ، هرکس

 خیل خیل آمدگان و رفتگان ونیامده گان

آیا که می داند ؛

که درکجای حادثه ایستاده است !؟

دراین زمین پهنِ ، گل وگشاد وفراخ ودرندشت

غربی ، شرقی ، جنوبی ، آفریقایی

یا جنس عرب تبار

درباختر ،  در خاوران

پرسشی صمیمانه است ،

لیکن .....هرکس از خویشتن

وتاکیدم همه روی همین لیکن از خویشتن است

تو پاسخگوی خویشی ، نه دیگران

این مهم را ، عمیق عمیق واکاوی نما

بازیگرو، ورزشکار

دبیرو معلم ، یا کارگرو ، هنرمند وسیاستمدار

فرقی نمی کند  ،

همه ، درکام یک طوفان  حادیه ایم  

وآن ، برباد رفتن هویت ماست

ما ، درسراب یک وهم مانده ایم

ونمی دانیم ؛

خود درکجای حادثه ایستاده ایم

خم به ابرو میاور ، تُرُش مکن

عمیق تر بنگر

ما عروسکان صحنه های خیمه شب بازی ایم .

جز خوف وغم نداریم ، چرا یکی مان ،

ره توشه ای به هرعهد وروزگار!؟؟

آیا ماهیت هستی ست ، اینگونه بیماروناپایدار!؟

درقله ، در تپه ، دردشت ، در هرکجا

درقصر وکاخ و قلعه

در آپارتمان های آسمان خراش

درخانه های کاهگلی

درکنار جوب خیابان (قشرمقوا نشین )

کنار کاج  پیرو  چنار سبز جوان

جرات چرا مرده درما ، شهامت کو

نمی پرسیم یکی از خویشتن !؟

وبازتاکید ، روی همین مطلب است

آیا این سهم زنده بودن ماست  ،

بابودنی ، این همه متزلزل و ، بی مهرو ناپایدار ؟

آیا این تقدیرپیش نوشت ازلی ماست !؟

با پیکار های خونین ،  فجیع پر کشتار

ترویج بمب های هسته ای....؟

درمصر ، در عراق ، دریمن .....

در قلب تپنده ی متمدن امروز،  اروپا

درهرکجای جهان ، در آمریکا

کندوی بی شهد شده ، سرنوشت ما

نیش همیم یکایک ، این همه کاروبارماست

باهر قدم  نا امنی و ، نگرانی و خوف و،اضطراب

درمانده ایم ، چرا اینگونه هریک ،

 درگوشه گوشه ی جهان  !؟

آیا سهم ما چیست !؟

وکجاست !؟

یک سهم  سرشار و لبریز و ، پرهیبت همیشه ماندگار

سهی که  نیش مرگ رخنه ندارد ، بلی در آن

این گنج نامیرای پایدار لیکن ، به چنگ توست

درخویشتن بجو ، خود وصل خویش را

آنگه جهان ،

 بی مرگ وبی خوف وذلت است

مبرای از فناست

وعشق ، عشق ، عشق

همه جا پاسدار توست .

ایرانی و آمریکایی وبلغارو عرب ،

 فرقی نمی کند ،

ریشه  ، فراموش شده ی  تمام ملت هاست .

ما ،

 از اصل کبریایی خویش دورافتاده ایم

درهرکشوروشهرو دیار

دراین جهان ناپایدارلیکن ،

 نمود دیگری ست مارا .

وکشف آن ، آغاز تمام دگرگونی

 وحیثیت ماست .

آنگاه آرامش ،

 اکسیژن جاری تمام جهان است

وجدالی هیچ گوشه ، برای آب ونان و دانه نیست

فکر می کنید ؛

این سرزمین آرمانی شاعری هذیان سرا ست ... !؟

نه ، نه ، نه (با قدری درنگ ، عمیق ترنگاه کن )

این هویت برباد رفته ی یکایک آدم هاست

درخم وهمی ناگزیر  ( درطول همه ی اقران )

قصه نیست وحکایت ،

 بلکه راز نجات تمام جهان است

شفای بی داروی تمام آلام ودردها

باید به کشف خویش نائل آئیم  ،

باید درهرکجا ،

به مدار خویش ، بازگشت

(رجعت ،  طلوع دوباره ی ماست )

امروز یا فردا ، راه گریز است

الساعه ، رخت هجرت را از تن خویش بدر کن

 ( بی ترس وواهمه ، برهنه وعریان باش)

هستند کسانی  درزمین ،

 که فطرتآ دلسوز آدمیانند

ونگرانند ازاین روزگار وحشی بی پیر ،

این اصل فراموش شده ی تمام انسان هاست

(اینان ، به سفینه ی عشق نزدیک ند)

روی سخنم ابتدا ، با یکایک آنهاست .

آری......

دراین زوال ،

 فرصت ، کوتاه کوتاه است .

ومجال ، تردید ومسامحه نیست

باید هرچه سریع

به ریشه ،

به اصل خویشتن بازگشت

آن سرآغاز صلح تمام جهان است 

 |+| نوشته شده در  شنبه سوم تیر ۱۳۹۶ساعت ۱۱ ق.ظ  توسط اصغر ناظمی معزآبادی  | 
  بالا