|
خـــــــودشناسی
|
||
|
......بیایید خود را بیشتر بشناسیم..... |
راهی گمشده نیست
ومقصدو مقصودو قصدی در پیش
ما در کژراهه
سورتمه ران سرزمین های منجمد یخ بسته ایم
به دنبال پست و مقام و
سکه وارزو طلا و ساختمان و آسمان خراش ها
با توافق گون کور تمام ساکنین ونسل ها
( فقرا ومتمولین)
طرفه های نادرو کمیاب
کمال بخش دروغین هویت ما
آنچه بعداز هزاره ها
هنوز از کژفهمی دستخوش حوادث می شود
گوهر گمشده در چنگ ماست
درخطوط معروف هنوز
شک وشبهه ای
در هیچکس پیدا نیست
وهمین
تمام درد .
ماست
..........
..........

نه من پیامبرم
وعصای معجزه ام دردست
ونه دراین روزگار فرصت گریز غبار گرفته زبیخ وهم آلود
چو باران رسالتی مراست
من آن نوای سپیده دمم
که شور صد ترانه همیشه با من است
به خویشتن اما
زیک انقلاب شگفت پرده بر می دارم
چه هست یا که چه نیست آن ؟
نیست آسان که شرح ماوقع دهم لیکن
حیرت فزوده ام به خویش
ازآنچه هست و....... نیست
با گشودن چشمی که هرچه هست
این چشم ودیده نیست
چشم بصیرت است ؟....
آن ...هرچه هست ...هست
نوراست و
تیرگی و هرپرده ی ظلمت
محوو دگرگون می شود از آن
ودراین غیبت ظلوم
سپیده دم . نور. روشنی
آب . چشمه . دریا
رهایی . آزادی ست.
در آسمان نگاهم بارش کلمه نیست
عمیق و ژرف اگر نگاه کنید:
نه رگبارو برف و تگرگ
بلکه بارش معناست
گریز ازاین مفاهیم رنج جاودانه ی ماست
این قصه نیست و حکایت که بشنوی
تا بی نهایت . تا به غایت . تا فرجام
عشق است و . نورو روشنی
لیکن :
از خویشتن اگر رها شوی
جز آن دگر
باقی حدیث وفسانه است و هیچ نیست ......
|
|