خـــــــودشناسی
 
 
      ......بیایید خود را بیشتر بشناسیم.....
 

روز های برفی

زندگی را ، روی دیگر هست آیا ؟

یا همین اندوه سنگین  می کند پُر ،

درّه ی چرکینِ  مرگ اندود قلب زندگی را ؟

می توان ازخویش پرسید

 

می توان عمق سکوت خویش را درخویش کاوید

می توان ژرفای خودرا ، تا ورای رنج ومرگ خویشتن دید .

خود ، دراین کاوش تو می یابی  ؛ حضوری را که فوق مرگِ  جاری ست

 

زندگی را روی دیگر هست آری.

«آنچه هست» درماست لاکن

ما به غرقابی فکندیم خویشتن را ، آن بغیراز مرگ و خوف و اضطراب بی امان نیست

 

زندگی هردم شکوهی تازه دارد

نو به نو باید نمایی کشف آن را

درغبار ذهن خویشیم ما گرفتار

خوابمان کرده همین جادو ،

نمی بینیم ازآن ، شفاف وروشن خواب خودرا

 

یک «شبح» درما گرفته پا ، که نیست جز سایه ی ما

بایدازاین خواب جادویی رهاشد

 

مازفهم این سخن ، درمانده ایم درخواب مرداب

دل خوشیم با های وهوی وصورت خویش

دست معدومی کند مارا ، تهی هرگوشه پرتاب

*****

***

چشم انداز زیبا

آیا می دانیم ؛

عامل تمام فاصله واختلاف ها ، ومرز بندی و جدال وجنگ ها ، وجود « ترسی » پنهان ومرموز  در یکایک آدم هاست ، که از آن  اغلب بی خبریم  ؟

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۴ساعت ۱۰ ب.ظ  توسط اصغر ناظمی معزآبادی  | 
  بالا