|
خـــــــودشناسی
|
||
|
......بیایید خود را بیشتر بشناسیم..... |
آنچه مارا به سوی انحراف وپلیدی وقهروخشونت وستیزوهلاکت ونیستی سوق میدهد بیگانگی ما با خویشتن خودمان است وبازگشت به خویشتن مارا ازهرپلیدی وانحراف وازهرصدمه وآسیبی درامان می دارد .
![]()
![]()
![]()

*) سرزمین حیرت
به بالاترین قله رسیدم
آنجا که عشق تبلورهستی بود
ومرگ ظلمات
آغاز روشنایی حیات
درارتفاع شکوهمند ادراک .
پرندگان را شولای پرواز بود
بی دام ونخجیروکمان
دیگر هیچ نبود
نه ابر
نه باد
ونه رنج وملال
نه مرگ ونه نام
ونه اندوه محاسبات
همه چیزبه غایت خویش می رسید ؛
رودخانه
وجویبارودرخت
اندوه وعقیده وجدال
انسان ، یگانه بود
عقابی بربلندای اشتیاق
با تجلای اندیشه وسکوت
زمین چه فراخناک می نمود
آنجا که عشق مفسرحیات بود .
پوسته ظلمانی حصاررنج را ازهم شکافتم
به بلندای قله شعوربیکرانه رسیدم
دروادی حیرت ،
زندگی را به غایت یافتم
رنج ما شادمانی شگرف هستی بود
روح را همسفرصبح لحظه ها دیدم
بیداری را درختان مزمزه می کردند
زندگی ، شکوهمندترین هدیه ازلی بود
ازخویشتن فراتررفتم
وازرنج وزندگی
واززمان که اندوه نارون هاست
ازمرگ هراسی نبود
مرگ رئوف ترین نگاه ما بود .
سکه درمیان مشت ماست
با آن روی تابناک زیستن
شب را بیداری نیست
درجاده های توهم
سکه را دوروست
وروزحساب زندگی ست
با تجلای آگاهی وشعور
دهم مرداد 64
گزیده ازکتاب «پرده ی راز»
|
|