|
خـــــــودشناسی
|
||
|
......بیایید خود را بیشتر بشناسیم..... |

من
با زبان ساده
وکلام عادی
وبی تکلف و
بی پیرایه
( شُسته ورُفته )
تاحدمقدور
بی تشبیه واستعاره
با شما حرف می زنم
ارتباط نص و صریح
وبی سفسطه
باشماست
..............
اگر ،
جویای جدی
سرزمین بیکران سبزپرفروغ خویشتنید
باید ،
از دایره ی زردو سرخ رقابت جدا شوید
آنگه شما
نقطه روشن مرکز تمام دایره اید.
ماهمه
دورونزدیک
بیش و کم
بازیچه گان سرخورده ی سرزمین پرهول وپر مخاطره ایم
با پشت پا زدن به خویش
در وهم واژه ها استحاله می شویم
پروانه ای بال بسته،
در پیله ی اسارت خودیم
اگرچه ،
به ظن خویش
تا ناکجا پرواز می کنیم
از کمانه ی خیال لیک
فراتر نمی رویم .
چندان دشوار نیست
می توان دید و لمس کرد و نیوشید
تا سرزمین بکر خود
راهی دراز نیست
خیره شدن در خویش شرط سریع حصول توست
گمشده،
در من وتو پیداست
باید چنگ انداخت ،خیره گشت ودید
پرده ی فاجعه را در هم درید
گره ناگشوده همین است
ما اسیر خویشتن بیقرار خودیم
باید از این دام هزارتو جدا شویم
ما از حقیقت خود فاصله گرفته ایم
این نه درد من ،یا تو
بلکه سلسله درد تمام ساکنین زمین است
ما هرکه ،هرکسیم
سرسپرده وهم وخیال خودیم
نقشی فراتر از خیال را نمی نگریم
ما از حقیقت خویش دوردور افتاده ایم
باید
دلیل اسارت را در خویشتن شناخت
آنگه
باشد،
از سیه چال فراتر رویم
ما
زندانی و
زندان بان خویشتنیم
لیک از سه کُنج خود ، جُم نمی خوریم
در تاریکخانه بی بصیرتی
از ذهن خود
ما شکست می خوریم
تا نبینیم فقدان حقیرخویش را
همیشه چشم بسته ایم
باید بلی
گره بسته را در خویشتن گشود
ما در اسارت
این کور گره ایم
اگرچه هفت آسمان را نیز
با بال علم در نوردیده ایم
ما هرکه ....هرکسیم
افسون زدگی خودرا
خود تحریر گریم .
باید
کارخانه ی خودساخته ی ،توهم سازبا خودبیگانه را
درچنگ خود
درخویشتن
خردوویران و خاکسترکنیم
ازاین بی هده باف بی هده جوی بی هدف
همه عمردراسارتیم.
...........
......
...
..
.
🎺🎺🎺
🎻🎻🎻
ازادی واقعی انسان انقدر عمیق ووسیع و لایتناهی ست برای تمام کسانی که ازخودموجودی اسیر ودربندو حقیر می سازند اصلا قابل ادراک نیست.
|
|