خـــــــودشناسی
 
 
      ......بیایید خود را بیشتر بشناسیم.....
 
  

  هزاران سال است که  بشر در اسارت ذهن خویش ناآگاهانه وناخودآگاه درمحاصره ی گزینه های قدرت ، ثروت ومال اندوزی وشهرت ونام آوری وشهوت وفجایع  دیگری چون اینها قرار دارد وذهن نیز فضاهایی جز همین هارا نمی فهمد ونمی شناسد وفراتراز این حریم های بسته را برنمی تابد . یکی از ترفند وحیله ودسیسه های ذهن این است که روپوش واستتاری از باور وعقیده را برروی این گزینه های انتخابی خود در هرکس نهاده وبافریب فرد وی را از درک واقعیت موضوع دور می سازد . اگرباجدیت باورهایی چون نژاد پرستی ، ملیت گرایی ، همنوع دوستی و امثالهم را در خویشتن واکاوی نموده وبه ژرفای ذهن در خود رخنه نموده و نفوذ کنیم به روشنی می بینیم که هریک از این  ها  پرده ای برروی قدرت طلبی ، ثروت اندوزی و شهوت پرستی و....و... درما هستند که مارا ناخودآگاهانه دچار فریب  می سازند . نفس وماهیت ذهن درهرکسی قدرت طلبی ، مال اندوزی ، نام آوری وشهرت است. البته این چند گزینه برجسته ترین تمایلات ما هستند وگرنه شمارش آنها می تواند بی شمار دریکایک افراد باشد وآنچه را هم ذهن ناخودآگاهانه روپوش این تمایلات بر میگزیند وافراد را اسیر می ،کند بی شمار است.  

یوسف پیامبر(ع) برای ما شخصیتی آرمانی ست شخصیتی آسمانی وفوق بشری که تنها خلا پرستشگری را در ما پاسخ می دهد وفرو می نشاند .یعنی ما بدون آنکه واقعیت آن بزرگوار را درک کنیم اورا پرستش می کنیم واز آن پیامبر به عنوان یک الگو ونمونه یاد می کنیم  . ولی آیا می توان چون یوسف شد ویو سف وار زندگی کرد؟...می گوییم آری .... اما شرط آن شناخت واقعی خویش و کشف  مشاهده در خویشتن وتقویت آن در خوداست . مشاهده چیست؟...مشاهده ازنظرلغوی یعنی ملاحظه ، معاینه وادراک باچشم سر.....اما آن مشاهده یک فعل درونی ست که با زدودن وپاک کردن ، ومحو غبارهای ذهنی درهرکسی به فعلیت می رسد . یعنی فرد با مشاهده ونگریستن درخویشتن تمایلات یاافکار سمی را که هنوز به فعلیت نرسیده اند را در  خود با فعل مشاهده  ، دیدن ونظاره کردن درونی در خود ، خنثی و پاک و بی اثر می سازد ... با پاک کردن اندک اندک  غبارهای ذهنی ، می توان مشاهده درونی را درخود کشف نموده و تحت کنترل خود درآورد .وقتی با مراقبه وتمرین وممارست مشاهده درونی را در خود به فعلیت رسانده وتقویت نماییم ، پس از مدتی تمرین چون نگاه کردن با چشم ودیدن وندیدن هرچیز ، مشاهده ی درونی نیز به فعلی عادی برایمان مبدل می گردد. وهرتمایل در ما که بخواهد قبل از آنکه به فعلیت برسد خودش را به ما نشان می دهد و برای به فعلیت رسیدن مارا تحریک ووادار به عمل برای تحقق خود نمی نماید درما خنثی وبی اثر می شود . مشاهده ی درونی ست که مارا از هر اسارتی دور می سازد. با مشاهده فرد از اسارت وخودباختگی به قدرت  ، ثروت  وشهوت  وخودباختگی به هر عاملی دیگر ، که هر کدام عامل هلاکت ما هستند خودآگاهانه جدا می شویم. وهرگز اسیرهرتحریک درونی درخویش که نقطه ای غیرواقعی وکور درماست نمی شویم ..مشاهده درون انسانی ترین وبرترین فعلی ست که سبب تزکیه وتطهیر خودآگاه ما می گردد که هنوز اغلب از آن آگاهی و تجربه عملی آن را ندارند .................بقول سهراب چشم هارا بایدشست وجور دیگر باید دید...ماوقتی مشاهده ی درونی را درخود باکنارزدن موانع وزدودن غبارها به فعلیت رسانده باشیم دیگر چشم خودرا شسته ایم وچشم سر، مارا اسیر لایه های غبارآلود وتیره وکدر وناسالم ذهن نمی سازد ، شفاف وروشن وبی پیرایه هرچیز را می بینیم وهرگز اسیر توهمات وخیالات خام وعوامل فریب دهنده ی بیرونی نمی شویم ..مشاهده است که مارا از هرلغزش وانحرافی ، مصون ودور نگاه می دارد واینجاست که درمی یابیم راز یوسف شدن ویوسف ماندن چیست؟......رازی که باگذشت قرنها شاید ، همچنان ناگشوده مانده است ......مشاهده وفکر باهم یکی نیستند بلکه دو نیروی مجزا وسوای از یکدیگرند . شماوقتی به دریا خیره هستید ، وقتی درقبرستان درمیان قبرها قدم می زنید ، وقتی با فاصله ویا ازقله های بلند نمای شهرها را از دور می بینید ، وقتی درنیمه های شب در تاریکی به قرص کامل ماه خیره می شوید در این مواقع ناخودآگاهانه فکر در شما غایب شده ومشاهده در شما فعال می گردد اگر اندکی آگاهی از ماهیت ذهن وعملکرد فکر در خود داشته باشید می توانید این دگرگونی  را به روشنی در خود  ببینید . فکر بازتاب دانستگی های ماست . دانستگی هایی را که ازدوران کودکی تابه امروز درذهن خود انباشت کرده ایم اما مشاهده هرگز اسیر دانستگی های ما نمی گردد بلکه اقیانوس بیکران وبی نهایت دیگری ست که آن آگاهی فطری وذاتی ماست .

ادامه دارد 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان ۱۳۹۷ساعت ۲ ب.ظ  توسط اصغر ناظمی معزآبادی  | 
  بالا