|
خـــــــودشناسی
|
||
|
......بیایید خود را بیشتر بشناسیم..... |
ذهن سیال گریزان
فضای انجماد
سیه چال نی نوا
دایره ی بهت وسرگردانی توده ها
کلاهخود شکیبای سحرآفرین نامریی
با خرده اقلام پر ملال توهم وتکثیر
درآن هیچ نیست
ازبدبیاری ست !
یایک اتفاق ساده ؟
یاتقدیر خودنوشت ما؟.....
اگرچه غفلت ، سبب استمرار آن است
ازاین مثلث مختلف الاضلاع
زاویه ها سبب انقباض محض است
عمیق وژرف درک کنیم وبیابیم
این سرزمین شوم تیره عامل بقای جهالت است
وخیل خیل رهروان مصلحت اندیش مهاجر
سرگرم کشت وبرداشت ، ازمزرعه ی سبز خویش
عالم وجاهل در آن یکی ست
ظلمات است تمام مساحتش
ورهایی مطلق بی شبهه از آن ،
حصول نورو ، روشنی ست
ذهن ، سرزمین انقباض
قطبین یخ
قلبی در آن نمی تپد
نه ...نه .... اشتباه نکنیم
تپش ها در آن همه مصنوعی است
حتی ، در مدار ناروشنای عشق
*
من هم
چون شما
قبل از تولد
این اتفاق را باور نمی کردم
تاروزگار خجسته ای
با یک صاعقه
از سلول انفرادی خود جدا شدم
باتارومارو، ویرانی آن ،
دیدم جهان جور دیگری ست
آنجا کسی پشت نقاب نیست
آموزه ها همه ، سلول انفرادی اند
واژه ، کتاب ، تکلم ، بیان ،عقیده
سود ، سرمایه ،سپرده
استعاره ، تشبیه ، مجاز
اسطوره ، افسانه ،
واژه های بد تراش
بی منفذی به نور
ناشنوا وکور
ملالت ، بتن آهن سلول هاست
هشیاری مداوم ،
تمام شرط انبساط است
شرط گسستگی
رها شدن اززنجیره ی ستبر داده ها
آنگه رسیده ای
به حریم مقدس
به لامکان
به دیار نیکان آشنا
سرزمین حیرت وشگفتی
سرزمین نور جاودان
|
|