|
خـــــــودشناسی
|
||
|
......بیایید خود را بیشتر بشناسیم..... |
من هیچگاه
اورا درکرانه ی بی فروغ خاکستری کلمات پی نگرفتم
اگرچه واژه
مزین به نام او بود
وهیچ زمان
وزنه ی رویایی مبالغه آمیز خودرا
با ترازوی کلمات توزین نکردم
ازهمان ابتدا
می دیدم
واژه ، حروف ، وتکلم وبیان
قوی ترین پرده های استتارند
زنجیره ی نامرتب اسارت زنده مردگان
با تقسیم ورتبه بندی ها
از صندلی دبستان
بامدادهای به اکراه ببن انگشت
با ترکه های لذیذ انار
والفبای محدود
قفس های بردگی
تادفتر ومیزوکتاب
وجدال کاخ وقصر ها
زندگی
حادثه ای روتین است
روزمره ، یک نواخت
باتجربه های درهم تنیده وسخت
بتون واره های بی درنگ
*
نشان عشق ،
دراین میانه کجاست ؟
وحقیقت
که سرودی گمشده
درتمام قرنهاست ؟
...............
پاسخ قاطع وروشن تو
درصمیمیت پرسش توست
در خزانه ی دفتری که
دردست های خالی و برهنه ی تو ، ناپیداست
کشف صمیمانه ی بی مغالطه ی این دفتر
گشودن تمام راز هاست
|
|