خـــــــودشناسی
 
 
      ......بیایید خود را بیشتر بشناسیم.....
 
 

 

بیایید

ساده  وصاف و صمیمی  ، 

و بی غل وغش 

-  رفتار بی شایبه ی سبز بی انتظار خود .....با خویشتن -

در اعماق هنوز ناشناخته ی  سربسته ی خویش 

در پی کشف ( گوهر )...... فراموش شده ی خود باشیم

کوه بی کرانه ی نور

گنج مهر سر به مهر

تمام رمز وزبور الوهی 

سهم آرامش مداوم ازلی

واقعیت فراموش شده ی آدمی

باسررهاندن از شکنجه ،  بغض ، ارتحال

رهایی از رنج ، اندوه ، نگرانی ، از زوال

باحذف لایه ی سمی  دروغ و ابتذال

 

(آن ،

 مافوق فروزان 

آن حضورکبریایی ، پاره ی برتر ، ذات ملکوتی 

درمحاصره ی فکر قلچماق پدر سوخته ی زبون 

این تکه ی نااهل ، هزار رنگ افسونگر 

بیگانه ای تحمیل شده ، برگرده ی خاص و عام مردمان جهان )

 

دراین جهان کهنه بگ نوبه نو ، ولی

سیاره ی درخشان ناشناخته ی تک تاز  

هنوز دوراز دسترس .....(نه برای همه)

رمز پریدن فراسوی آفاق

 روشنی بخش تمام جهان

پاسخ بی تلقین تمام پرسش وابهام ها

باشادمانی بی وسعت لحظه لحظه ی ما 

 

آنگاه ،

عریان وبرهنه ببینیم

زندگی  ( آنچه هست ) ....... 

جور دیگری ست

با حال وهوایی دیگر........

به سادگی نوشیدن تشنه ی ،  یک جرعه ی لطیف آب 

بستر صلحی ،

بی اصرارو جدال و ، ستیز وکشمکش 

زندگی ،

 زایشی دمادم است

بارهایی از اسارت 

 رهایی مطلق ،

از قید وبند  

از طعم  سرد باید و نباید ها

 

-   یک رنگی وصداقت  با خود

ناخن پر فروع گشودن گره است

وصمیمیت نمایشی عروسکی

دروغ محض بزرگ به خود ودیگران

اسباب اسارت تمام کبوتر ها  -

*

ذهن سخت وسمج و ، پرشکنج  کور 

عامل تمام اتفاق هاست

موج موج نابسامانی 

چون تلنگری به آب

موج های آن ، سریع وحشت است 

همچو ن تیرهای بی هدف 

به سمت شرق وغرب

یکی به کج یکی به راست

یکی به خاک ، یکی به سنگ

 

به ذهن هزار چهره ی  محو حیله گر پرگزند خود ،

هرگز اعتماد مکن   

کوهی از نخاله 

مثل انباری از ،

پوست موست و،  آهن و ، خاروخاشاک و، چوب چفک بی شمار

باری از حرف مفت و ، باطل و ، گفته های نادرست

در آن خلیده قرن ها

می کشد به هر طرف، 

گیج ومنگ و ، گول وبی هدف ..... بی اختیار

همین  خلنگ یاوه ها ،

 من و ، تورا

 

*

زندگی ،

رهایی مطلق است

اسارتی بر مدار خلاف نیست

طلوعی دمادم نو

ماورای طرح وطیف و خاطره 

بقولی  ،

باید عقاب وار تجربه کرد آن را

باپروازی ، فراسوی دانش ودانستگی ، 

وقفس گشاده ی  ادراک

برفراز گنجشک و شاهین و کبوتر

ردی نباید گذاشت ، هیچ ازآن برجا

 - تا نلغزیم بارعشه ای ،  در غلاف آن-

 

زندگی عادت نیست 

باتکرار مکررها

زندگی ، 

حادثه ی نو به نویی ست

فارغ از همه ی قال ومقال 

فارغ از پنجه ی غوعا و ، کلنجار وجدال 

فارغ از پیچ وتاب آستانه ها

باید از خویش تهی گشت .......  ودید

بلکه ، این گنج سبک را در پیش

حال واکنون ،

فرصت خجسته ی  بالند گی ست

وکشف پر شکوه تمام زندگی

کشف آن، پیش کش فرصت پرواز به ماست

 

سیاه چال ها  همه ، 

 سبب بی قراری ست

سبب خود سوزی  

وفاجعه ی نانجیب آدمخوار 

 

حضور زلال با خویش

حضور جاری در متن است

همچون نسیمی ،

پرشکوه وخرامان و تندرست

حضور جاری در متن

باضمان حال وکنون ( بودنی دمادم نو )

فارع بودن از تمام فاجعه ها

کشف تمامیت خویش ، حضور ممتد ماست

حضور بی زوال 

قرینه ی سعادت ازلی یکایک آدم ها

و عشق ،

شکوفه ریز تمام زمزمه ها

***

ولی دریغ و عبث ، 

فرار از خویش ، بطور  مستمر

مستتر ، در نهان خانه ی ضمیر هاست

ورهایی مطلق  ، ازاین چرکین دمل  

تمام راز رستگاری ست

 

گویی ،

تخدیر کرده 

فکر کوته بین حسابگر سرکج

اساس فطرت را!

چه مسکین ودرمانده است ، آدمی -

درگذر از هنوز هم .....  هیهات

ظلم به خویش 

نه در پیش نوشت آدم هاست

 

 

 

 

***************

 

 

*) پردازش  رباتیکی ذهن دوگانه بین ......

 

پیام روشن من

از  تجربیات شفاف وزلال

وناب و بی رنگ است

نه خلط پراکنی گسسته ی تجزیه ساز ذهن تار نمای زخمی متورم

بی پرده 

بی خلط ومانع 

بی شکلک

بی مترسک

بی ربات 

از هم آمیزی ، با برکه و ، ریشه وآب ودرخت

وگفتگوی با باران

از سلام واحوال پرسی عطر بامداد

تالطافت های محزون پر نوازش غروب  

اگرچه 

لاله ی  آزرده ی هر گوشی

درزیر رگبارشلاق  سیلی های گوش خراش قرون

و بی رحم زمستانی تمام فصول 

پذیرای شبنم صبحگاهی هر جمله و کلامی  نیست

با ادراک مفهوم عمیق درد

*

ذهن دوبین

زاویه پرداز اسارت است

از صفر    -0-

تا۳۶۰ درجه

کورونابینا

احول وتیره بین

لیکن، یگانه بین

 از اسارت رهاست

از ظلمات

دوگانگی

تمام ماجرای بشر همین است

درهمه ادوار

امی و باسواد

ارباب ورعیت

ریزو درشت

ماتریالیست

ایده آلیسم و رئالیسم

تشخیص متشخص  ذهن ،

فرجام تمام زاویه ها ست

نه شکوهمندی بیکران خالق آفرین زمین

اصل خویشتن ، جدااز دوگانگی ست

بااین مقام

هستی و

عشق و

خدا.....یکی ست

ودرک عمیق آن

سرآغاز کشف گوهر تابناک زندگی 

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۷ساعت ۹ ب.ظ  توسط اصغر ناظمی معزآبادی  | 
  بالا