خـــــــودشناسی
 
 
      ......بیایید خود را بیشتر بشناسیم.....
 
 

 

آیا می توان

بی نوش مکر و شائبه 

و بی نیش  رنج واندوه

مسرور و شادمانه زیست ؟

آنچه ،

ماهیتِ شگفت واصیلِ فراموش شده یِ زندگی ست !

و

روزمره گی های دوار هلاکت بار کهنه نیست 

 ازیادرفته یِ بی معترضِ  تمام قرون 

درزیر چادر پنهان خود فریب جنجال و هیاهو

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

آری 

با چشم خویش

باید حادثه را وا نمود و دید 

ما ، دراسارت سهوِ غوغای کهنگی ایم

سرسخت ، در اضطرابِ ازتازه رستن و،  نو شدن

چشمی بر این فاجعه لیک ،  وا نمی کنیم

غافل همه  ،

 از کهن گرایی نانوپرست خویشتنیم

سنت گرا و مدرنیسم

ارباب ومیر وخان و امپراتور و رئیس جمهور،

با تیول بی شمارِ بی ملاحظه یِ برده گان

سرخوش به خواب نمای  قیل وقال و جنجال و هیاهو 

باحفظ فرهنگ و ایدئولوژی 

عرب تبارو ، فارس و ، بودائیست و مسیحی.....

 

ما ،

لا ل و ،

کور وکر

تابعِ  اتفا قاتِ  تاریک و مشکوکِ ،  پرزیر وبم  زمانیم 

(جبر زمان، معنا گستر انفعال ماست)

یک لنگه مان به غرب

یک لنگه مان به شرق 

با درد مشترک

با اسکلت بندِ  سنتِ  دیر پای خویش

وروپوش های مدرن و نونمایِ قرن 

(  ما از کف داده یِ ،

نیمه یِ فروزانِ  ناشناسِ ناپرداخته یِ خویشتنیم

یعنی  ، از بی خبری 

دریک قرار مبهم با وهم

در غلاف سخت مشمئز خویش

به نیمه ی خالیِ  لیوان بسنده کرده ایم

ازآن ، اینهمه ملول و سرگردان و آشفته ایم .... )

سرنوشت مجهول هزاره ی آدمیان

لیوان پُر ،

آرامشِ ازلیِ ماست 

 

دیدن ژرف و عمیق

روشنگرِ همه یِ ابهام هاست

ابهام زیستن

ابهام رنج

ابهام  مرگ

ابهام گریز وستیز

سیاهچال هایِ خودساخته یِ در همه  عصر 

زندان های تیره ی مرده ریگ   

ما زنجیر بافِ قلعه یِ اسارتِ خودیم

باید ازاین دام هلاکت  ، رها شویم

 

باید به عمق خود نفوذ کرد

زنجیر هارا از هم گسست

با کشف خویش

 بی مکر وشائبه

بی اندوه و  رنج 

مسرور وشادمانه

زیست و

زیست و

زیست

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

حیرت مکنید

هر شب پره را مِیلِ آزادی هست 

پاک کن سرچشمه ی بلور ین شفاف ذهن را

از رسوبات لردبسته ی آن   

آنگه ببین ؛

بازتابِ آیینه یِ شفافِ تمام نمایِ جهان تویی

 

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۸ساعت ۲ ب.ظ  توسط اصغر ناظمی معزآبادی  | 
  بالا