|
خـــــــودشناسی
|
||
|
......بیایید خود را بیشتر بشناسیم..... |
من
از " جیز " نگرانم *
ولولویِ هنوزِ مادربزرگ
درالفاظِ کودکانه
کشتِ بذرِ های سمّی
در باغچه های نورس معصوم
بارویاهای شبانه
لردِ بسته ی خو فی
در تَه استکانِ سینه ی مردم
چون پدرانم ،
در هجوم گرگهای گرسنه ی وحشی ......
وفرزند و نوه و نتیجه ام ،
از لمسِ آهنِ گداخته
تاهجومِ یاخته های زمستان
وقتل عام های فراوان .......
آیا
زندگی ، همین مثلث شوم است ؟
وتکرارِ مکرر آن ؟ .....
باازدست دادن تمام فضائل
باجیزو ،
گرسنگیِ گرگ و
گداختگیِ آهن ؟
.......
آیا ،
حکمتی ، بجز این نیست ؟؟؟
" گُریز "
سبب انقباضِ خاطرِ ماست
وایجادِ سیاهچال های متمایل
بادشمنِ مفروض ....
این نکته را خوب بنگر ید وببینید ؛
با خیره گی
فرار.... سیاهچال ....زندانِ نسل ها
ما از فهمِ این ساده ، هنوز عاجزیم
واژه ، کلمه ، حروف
متکایِ ماست
با "خواب امن "
دربسترِ راحتِ خیالِ مزاحم
.......
جیز را
از فرهنگ واژه جدا کن
هجوم وحشیِ گرگ
ولمسِ اهنِ گداخته را
اگر هست ؟! ...(با تردیدو مسامحه)
باهریکی بمان
تابنگری روشن و شفاف
که هیچ نیست ......
آنگاه
زندگی را
لبخند دیگری ست مقابل
بی خوفِ مرگ و
بی ترس از شمایل
تعمیم بده
این فلسفه را در همه چیز
باشد که بنگری واضح وروشن
سرِّ فاش نشده ی
قاتل و مقتول
با تمام اباطیل
رمز گشایی ،
سببِ
فرح و خجستگیِ ماست
با رهایی از تمام کمپین و ،
جعلِ جهانخوارِ ممکنات.......
* جیز ، واژه ای ست که در تداول عوام برای ترساندن بچه از اتش به کاربرده می شود
|
|