|
خـــــــودشناسی
|
||
|
......بیایید خود را بیشتر بشناسیم..... |
باید خالص بود
بی پیرایه تراز باران
(که گاهی ،
رنگ سرخِ خونابه با خود دارد)
وبی شیله پیله
آنگاه برگزیده ........
خلوص ، رمزِ ادراکِ تمام مائده هاست
چون نسیم
چون باد
چون هوای صبح فروردین
دوگانگی ، سبب تیرگیِ ست
وانجماد مداوم ما
زندگی ،
فهم سرریز و مداوم ثانیه هاست
باید
روان بود ، چورودخانه
لطیف طبع و سبکبال
آنگاه صدای پای آب را می فهمی
وصدای رویش درختان را
درتفرجگاه آسمان
سیرِ اردیبهشت قاعده اش این است
پرنده ای می گفت ؛
صوت قطار ، آلوده کرده هوای زمستان را
ودردامنه های سپیدِ برف
ردِ جفت او پیدا نیست
پرندگان فلزی
فوج عقاب را
به تجرد کشیده اند در باد
خلوص اززمین رخت بربسته
آیا دلی نمی گیرد ؟
ازاین هوای پُرز گرفته ی سنگین
باشمارش تنفس ها
یا دلزدگی خوی تمام پرستوهاست ؟
درروزهای عادت بی رویا
عادت زدگی پیشینه ی قناری ها
وادراکِ سریعِ وسیعِ آن
لازمه ی وسع و دگرگونی ماست
مترسکان پای جالیزها بسیارند !
و قلبشان ، ریسه ی پرازدحامی در تموج باد
پرنده ها در نماز تابستان
حضور سبزخویش را برده اند از یاد
باید خالص بود
وعاری ، از تمام داده ها
وبی پنجره دید ،
شکوه مداوم زمستان را
جز وهم گزنده نیست ؛
همسانی ، در پشت شیشه های مات ......
فروردین ،
گُمشده در غبار ها
آفت زدگی از فرسودگیِ نگاه ماست
|
|