|
خـــــــودشناسی
|
||
|
......بیایید خود را بیشتر بشناسیم..... |
«خود» یعنی ذهن شرطی وبرنامه ریزی شده ی انسان . ذهنی که برای آدمی کلافی مخرب را ساخته واوراناآگاهانه « به دلیل عدم آگاهی ازوجود ذهن شرطی درخود» اسیروگرفتاربی چند وچون خود می نماید . اگرنسبت به ذهن وماهیت وساختاروبازیها وپرسه زنی های آن آگاهی لازم وکافی راداشته باشیم بامشاهده ونظاره ی «خود/ذهن» ، خودرا ازکلاف ذهن خلاص ورها می نماییم واگرنسبت به آن آگاهی نداشته باشیم همچنان دربند وگرفتارباقی می مانیم . اگرذهن را لحظه به لحظه کسی ببیند ودرخود آن را تحت مشاهده وکنترل ممتد داشته باشد میتواند با مشاهده خودرا دمادم ازاسارت ذهن شرطی خویش رها نماید و سعادت مند کسی است که درتمام قرون واعصاراین توانایی را دارد . اما عوامل جانبی درروزگارما « دام وبند های مهلک شرطیت انسان » آن قدرقوی وتاثیرگذارهستند که گاه نسبت به ماهیت ذهن آگاهی لازم را داریم وقدرت مشاهده را نیزتجربه می کنیم ، معهذا ممکن است مدت ها ذهن مارا اسیروگرفتارسازد وبعدازآن مدت« یک ساعت ، یک روز ویا یک ماه و....» آدمی خودرا با مشاهده ازاسارت نجات بدهد واین تکرارهمچنان دروی ادامه داشته باشد .
باده ی الست
مادیده به روی خویش بستیم
ازدورهوس اگر گـــــــسستیم
اندوه زمانــــــــه نیست با ما
ما سرخوش وبی خیال ومستیم
مستیم و خـلاف عقل ، هشیار
ما سرخـــوش باده ی الستیم
سرمستی ما کف گمان نیست
ماییم که زنفس خویش رستیم
ما ، برسر هوش خود امیریم
کی برده ی چشم وگوش ودستیم
هروجدوسرورعشق باماست
ما چشم امل زهرچــــه بستیم
افسون زمانه درید ماست
افسانه به گرد خود نبستیم
آرامش ما تب زمان است
از رنج زمانه فارغ استیم
دیدیم ؛ سراب وهـــــم وپنـدار
زین باده ی وهم خود گسستیم
ما دیده به رنج خود گشــودیم
مامرهم درد خویش هستیــــم
دیدیم که بلای عمر با ماست
تابرسرمهــــــر خود نشستیم
***
برخویش نگرکه هرچه باتوست
بیرون منشین ، که خاک پستیم
درما چه بود ، به خویش دریاب
بیهوده مبین ، که «خودپرستیم»
ازجام هوس چنان شــده مست
پیمانه ی عمر خـــود شکستیم
مشکل ما اغلب انسان ها این جاست که آنچنان اسیروگرفتارذهن شرطی خود هستیم که درمقابل هرعاملی که مارازیرسوال ببرد قویآ ایستادگی می کنیم . اگرذهن ما ن درمقابل حرکت کسی جریحه دارشود ، با طرف مقابل خویش برخورد می کنیم .. چون قدرت مشاهده ذهن را نداریم خودباخته ی ذهن شرطی خود می شویم . چون ذهن نقطه اتکاء وآرامش وامنیت خود ساخته ی ماست .اما این ذهن چیست که مارا اینگونه تحت اختیارواقتداربلاانقطاع خود دارد ؟.......
|
|