|
خـــــــودشناسی
|
||
|
......بیایید خود را بیشتر بشناسیم..... |
شاید یکی ازبزرگترین هنرهای انسان این باشد که بتواند «ذهن» را درخود بطوردمادم ودربیشتراوقات شبانه روزمشاهده کند واین ازتوانایی های خارق العاده ایست که انسان میتواند نسبت به تمام افعال واعمال ورفتار، واحساسات خویش آگاه بوده ودمادم هرفعل وعمل وحرکت وواکنش را درخود تحت کنترل خویش نگاه دارد .
جام دگــــــــــرمی زنم برسربازارخویش
مستم و دارم به کف ، دامن دلدارخویش
نعره ی مستی زند هرکه درایــــن میکده
سرخوشی است حال ما برسرگلزارخویش
بهره چه بردیم همه در قفس زندگـــــــی
دام نهادیم بخود ، درکف پنــــدار خویش
جاومقام وطلب ، هستی مارا ربـــــــــود
طالـــب این باده ایم ، دربُن افکارخویش
گُـــم شـــــده روح وروان برسراین کارزار
ماشده ایم سرگران ، بنــده ی عیّارخویش
«خود» چوشود محووگم یکسره خود ازضمیر
عشق ببینی دگـــر شیوه ورفتــــــــــار خویش
زندگی آرامش است ، «آن» چوتو دادی زکف
عمرهدر داده ای ، برسرغـــــــــــدارخویش
هرگل مردابی از بحـــــــــــــر ندارد خبــــر
لوش ولجـــــن را کندعقد گهـــر بار خویش
هست جهان چــــــون قفس مردم آزاده را ،
گرچه شکستند این طایفـــه پرگار خویش
شعرنوویاکهن ؟ هردو یکی بنــــد ماست
واژه پرستیم همه ، غافل از کارخـــــویش
ما چه به جان پروریم با همه عرض ونیاز؟
دام توبشکن ، ببین ، دامن پـــر بار خویش
%5B1%5D.gif)
ماوقتی ازکودکانمان موجوداتی رام ومطیع و سرسپرده ی افکارخودمان می سازیم فکرمی کنیم که بزرگترین خدمت را به آنان کرده ایم حال آنکه نمی دانیم بزرگترین خیانت را به کودکان خویش روا داشته ایم

بزرگترین خدمت ما به کودکانمان آن است که ازکودک خود موجودی کپی خویش نسازیم . بلکه اورا راهنمایی وهدایت کنیم که به شخصیت واقعی خویش دست بیابد

انسانی که الگوی شخصیت را دربیرون ازخویش انتخاب نموده وبرای خود شخصیتی براساس الگوهای بیرونی می سازد از شخصیت حقیقی وخدادادی وفطری خویش دوری جسته وبراساس قالبی بیگانه وقراردادی که مغایربا سرشت وفطرت اوست خودش را شکل داده است .
باتشکرازدوست صمیمی وگرانمایه مان آقای دکتررها که غزل های دوستان را دروب شان آپدیت می نمایند که این هفته دوغزل ازبنده را در وبلاگ
- واریته غـــــــــــزل- آپدیت فرموده اند .
وبا تشکرفراوان ازمدیرمسئول مجلـــــــــه ایران که قسمتی ازهمین شعررا درآن وبلاگ آپدیت نموده اند
|
|
