خـــــــودشناسی
 
 
      ......بیایید خود را بیشتر بشناسیم.....
 

 

  

 

راستی کجاست ؛

                  ایام فرهی ؟

درچنگ من

              درچنگ تو

                          درچنگ او

یانه ،

      ورای خاک وزمین است ملجایی ،

کانجا رسی به قله ی پرشور خرمی  ؟

 

دانی ؛

بشر سرشته شده از«من» و «تو» ، «او»

هریک به زاری است وبه شیون به شیوه ای .

 

درشرق وغرب ناله ی انسان به یک صداست

شرقی اسیرفقرو ، ولیکن زخود جداست

غرب آن مکان علم ،

ازفقرتن رهانده وغربی به خود بلاست .

 

انسان  ، به رنج گمشدن خویش مبتلاست .

 

این دردماست

درغرب ویا به شرق

درمان آن کجاست ؟

 

***

 

انسان قرن بیست

درآرزوی یکی لحظه خرمی ست

بااینهمه سلاح مخرب ، به دست خویش

ویران کند گرکه زمین را عجب مدار .

رایانه شبه بشرهم کناراوست

هم دوست و ، هم عدوست .

 

***

 

تا دردرون نسل بشرنیست خود قرار

ازخویشتن کند ، او دم به دم فـــــرار

 

باغیربیگانه و، با خود کند ستیز

وین فعل آدمی ست دراین عصروروزگار .

 

15/12/1380

 

 


 

«خود» نقطه ای توهمی وپنداری درضمیرماست که ما با افکارواعمال وحرکت های خود بطور بی وقفه به آن غذا داده و به جای پرداختن به شخصیت واقعی خودمان باسرسپردگی به  آن نقطه ی پوشالی آن را درضمیرخویش بقا داده وفربه می نماییم .

 

فکرانسان ، فضایی دراطراف وپیرامون خودش ساخته وآدمی را اسیرآن فضای محدود وبسته می نماید ودراین فضای خودساخته ومجازی ست که انسان گرفتارتضاد وتناقض وستیزوجدال ورنج وبیم واندوه می شود .

 

بارهایی ازفضای خودساخته است که انسان ازتضاد وتعارضات درونی رها گردیده وازاسارت رنج واندوه وبیم و ستیزوجدال ها خودرا نجات  میدهد . 

 

انسان میتواند با تقویت نیروی بصیرت درخویشتن ، بامشاهده ودیدن اعمال وحرکت های فکردرخود ، تمامی تضاد ها وتناقض های درونی را ازضمیرش منفک نماید .


باتشکرازدوست صمیمی وگرانمایه مان آقای دکتررها که غزل های دوستان را دروب شان آپدیت می نمایند که این هفته دوغزل ازبنده را در وبلاگ

- واریته غـــــــــــزل- آپدیت فرموده اند .


 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۸۷ساعت ۷ ب.ظ  توسط اصغر ناظمی معزآبادی 
  بالا