خـــــــودشناسی
 
 
      ......بیایید خود را بیشتر بشناسیم.....
 

 

 ... حقیقت تنها درزیستن درک می شود نه درگریختن . وقتی به دنبال هدفی درزندگی هستید درواقع می گریزید وبه آنچه زندگی نام دارد پی نمی برید

اولین وآخرین رهایی - کریشنامورتی


   

وقتی ازدنیای درونی ولی کشف ناشده ی انسان گفتگو می کنیم ،  دنیایی آرمانی وخیالی نیست که تصویری فریبنده را ازآن برای خویشتن ساخته باشیم  . بلکه واقعیتی ست قابل لمس وقابل رویت ووصول که ماهیتآ وکیفآ با دنیای شناخته شده ی بشری یکی نیست بلکه واقعیت ملموسی  ست که درکنارآن دنیای شناخته شده ومجازی انسان ، دودی درکنارآتش است . که آتش واقعی ست ولی دود واقعی نیست بلکه تصوری وپنداری ست . مااگر به اعماق ادیان ومذاهب نفوذ کنیم ، وژرفای عرفان را بررسی کنیم درخواهیم یافت که انسان شخصیت دیگری وماهیت دیگری نیزدارد ، که ان ماهیت وهویت واقعی اوست . اصل وبنیان وریشه ی اوست . زمانی که این هویت را درخویشتن بیابیم ، می بینیم که هویت شناخته شده ومعمول انسان هویتی پنداری وغیرواقعی وغیراصیل است .  هویت واقعی انسان توسط علم نیز قابل ادراک ودست یابی نیست ، چون دانش تا قرن حاضرخود مانع وحجابی برای انسان بوده وهست ونه پلی برای ارتباط با اصل وماهیت واقعی خویشتن او . درزمان معاصربه دلیل  رشد عقلانی وفکری بشرمی توانیم به روشنی ببینیم که آدمی با تکیه قوی به دانش وعلم وفن آوری وتکنولوژی معاصر، ازهویت حقیقی اش بیشترازنیاکان واسلاف خویش فاصله گرفته است . که این موضوع برای اکثرروشنفکران واقعیتی قابل ادراک و تردید ناپذیراست وهمین امرخطری بسیاربالقوه وبالفعل برای انسان معاصراست . شخصیت واقعی وهویت حقیقی انسان ، شخصیتی کشف ناشده وناشناخته است که این تمثال معمول وشخصیت شناخته شده ی او نیست .

انسان موجودی ست ناشناخته که همین کلمه ناشناخته ، کتابی از« دکترالکسیس کارل » را به ذهن متبادر می نماید . که ناشناخته بودن انسان دراین کتاب ازنظرفیزیکی وجسمانی است ، اما آنچه روشنفکران واقعی که به اعماق ضمیرونفس خویش رخنه نموده و با شناخت واقعیت وجودی خویش ، کشف گوهره درونی خود ، ازآن گفتگو می کنند ، بعد روحی وروحانی انسان است . انسان با شناخت جسمانی وفیزیکی خود که تمام هم علم امروز نیزهمین است ، هرگز به شناخت واقعی خویش دست نخواهد یافت .  اما با شناخت روحی خویشتن است که انسان به شناخت واقعی وحقیقی خود دست می یابد . انسان با شناخت واقعی خویش  « شناخت ماهیت ذهن ورویکرد فکردرخویشتن » « شناخت روحی خویش » به نوری کشف ناشده ی درخویشتن « به منبعی بیکران و لایتناهی » دست می یابد که عقل معمول و ماحصل آن علم دربرابرآن ، شمعی ست که ، آدمی را برای کشف فیزیکی خود درکورسوها سرگرم می نماید .

انسان با شناخت واقعی خویش و کشف تمامیت خود ، کشف منبع لایزال نهفته درخویش ، میتواند به یک انرژی بیکران دست بیابد واز آن انرژی و نورنهفته ی درخود ، برای شناخت واقعی خود وشناخت جهان هستی بهره ببرد . تازمانی که انسان این انرژی لایزال را درخویشتن کشف ننماید ، اگرعلم اورا به عرش نیزبرساند جز شمعی نیمه سوزدردست ندارد . تنها این انرژی سرشاردرونی ست که انسان را ازاسارت تمام تضادها وتعارض ها ، وابهامات واز کلاف ومخمصه ی تمام فریب ونیرنگ ودروغ ها ( تصویرهای ذهنی که انسان را ناخودآگاهانه گرفتارچالش ها ی فریبنده ومخرب وویرانگر خود می نماید ) رها می سازد .    


دنیای بیرونی ومجازی برای انسان قابل ادراک ، قابل رویت ووصول است ، اما دنیای درونی وی برای او ،  نه قابل ادراک صریح وروشن است ونه قابل رویت ومشاهده وشاید یکی ازعلت های قوی که مانع دل برداشتن ازدنیای بیرونی برای آدمی می گردد ؛ عدم ادراک وعدم تجربه عینی دنیای درونی باشد . انسان باید ناچارآ برای کشف دنیای درونی وحقیقی خویش - حصار دنیای بیرونی وذهنی را درهم شکسته وبه فراتراز آن قدم بگذارد . ماندن درزندان تیره و کدر دنیای مجازی وارزشی  درک دنیای واقعی رابرای آدمی نامیسروغیرممکن می سازد .

ما به دنیایی دل بسته ایم که درپشت آن احساس امنیت وآرامش می کنیم و ترس ازدست دادن « آرامش وامنیت = خیال وتصور» است که توانایی تخریب دنیای بیرون را برایمان دشوار وگاه غیرممکن می سازد .

 

دوستان علاقه مند می توانند مطالب تازه وب کـــــاوش روان  را نیزبا کلیک روی آن مطالعه فرمایند

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۷ساعت ۲ ب.ظ  توسط اصغر ناظمی معزآبادی  | 
  بالا